طول جنين 6 تا 5/7 سانتيمتر است و حالا شبيه يک انسان کامل کوچک است . اگر چه هنوز سر او نسبت به بدنش بزرگتر است .اگر شکمتان فشار داده شود جنين تکان مي خورد . اگر چه شما نمي توانيد آن را حس کنيد .
ببين فينقيلي : بايد قول بدي که پسر خوبي باشي . حرف مامانت رو گوش کني . اذيتش نکني . صبح به صبح پاشي بري نون بخري . چون مامانت صبحانه خيلي دوس داره . منم که ديگه پير شدم .جمعه ها برنامه ي جمعه بازار داريم بايد بري براي خونه سيب زميني و پياز و اينا بخري . بعدش بشيني درس بخوني حسابي . دلم مي خواد از اين درس خون عينکي ها بشي . طلوع آفتاب صبح بري کتابخونه غروب نشده خونه باشي ! نمي خوام رفيق باز بشي مثل اين سعيد . ولي نه اصلا مهم نيست مي خوايي درس بخوني بخون . نمي خوايي نخون رفيق باز هم خواستي بشو . باخودته . فوق آخرش اينه که مي گذارمت مکانيکي شاگرد مکانيک بشي !!! ( طفلي بچه ام ) . اصلا بايد هم کار کني هم درس بخوني . دوست دارم مرد تربيت کنم . مرد زندگي . اگرهم دختر شدي بازم دوس دارم مرد باشي !!! دوس ندارم از اين دختراي ناز نازي خاله زنک بشي . بايد بري کلاس کاراته . ياد بگيري عين يه مرد از خودت دفاع کني . مي خوام رزمي کارت کنم . عين بابات بايد به موسيقي علاقه مند باشي و مثل خودم استاد بشي !!! ( استادي که فقط چند ترم کلاس سنتور و سه تار رفته . سالي هم دو بار مي زنه !) . و..........
بعد يه حرفي زد که من به زور خنده ام رو قطع کردم وگفتم نگو ميشنوه بچه . که بعد از گفتن اين حرف من تازه يادش افتاد که چه چيزايي گفته و چقدر چاله ميدوني حرف زده . و شروع کرد به عذر خواهي و شوخي کردم بابايي و مامانت حالش بد بود گفتم يه ذره بخنده و تو فرشته ي مايي و ...........
با اندکي تلخيص قسمتي از مکالمات روز جمعه ي پدر با فرزند نيامده اش.
پي نوشت: ديشب پدر محترمتون 2 ساعت تمام توي اينترنت بودن ولي يه سر کوچولو هم به اينجا نزدن. واقعا متاسفم براي خودم و شما .