پوست نازک جنين با کرک پوشيده مي شود که معمولا قبل از تولد اين کرکها از بين مي روند . ابروها و موهاي سر شروع به رشد مي کنند اگر چه اين مو بعد از تولد مي ريزد و ممکن است رنگ و بافت آن تغيير کند .
ماماني الهي اون پوست نازکتو گاز گاز کنه . واي نه گناه داري ....... فقط ناز کنه . امروز احتمالا ماماني مي فهمه که دخمل طلايي يا گل پسر.
ديشب خواب ديدم که از بي بي کيش يه عالم خريد کردم برات . بعد يه شلوار گلدار خوشگل برات انتخاب کردم ولي چون خيلي دخترونه بود يه ساده ترشو برداشتم گفتم فکر کنم پسر باشه اونوقت نمي تونه اينو بپوشه . بعدش هم با خودم گفتم فردا بعد از سونو اين لباسا روبه همه نشون مي دم و ....... راستي اينا رو بخون ببين قران و حافظ نظرشون در مورد جنسيتت چي بوده ( خدا مي دونه چه تحفه اي هستي که اينطوري گفتن ) :
خداي خوبم ( سوره انبيا ) :
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِکْرًا لِّلْمُتَّقِينَ (48)
همانا به موسي و هارون فرقان را عطا کرديم که جدا سازنده ميان حق وباطل و روشني بخش ( دلها ) وياد آور متقين است .
حافظ جونم:
ديدم به خواب خوش که به دستم پياله بود تعبير رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشيديم و عاقبت تدبير ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که ميخواستم ز بخت در چين زلف آن بت مشکين کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر دولت مساعد آمد و مي در پياله بود
بر آستان ميکده خون ميخورم مدام روزي ما ز خوان قدر اين نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبي گلي نچيد در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
ديديم شعر دلکش حافظ به مدح شاه يک بيت از اين قصيده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشيد شيرگير پيششپيشش به روز معرکه کمتر غزاله بود
حالا چيکار کنيم . خدا که مي گه فرقاني و نوري و... ولي حافظ فقط يه جا گفته مرادي بقيه اش : کلاله و سحر و گلي و لاله و مرغ! و غزاله!!!
من که نفهميدم کاش دوستام حدسياتشون رو برام بنويسن .